دقت کنید آن شعار آرمان گرایانه نابودی کمونیسم تبدیل شد به هدیه ای مثال نازدنی و بسیار ارزشمند به کمونیسم که همانا بیش از ۵۰ ٪ از خاک اروپا به انصمام کلیه پتانسیل های مادی و معنوی آن را که به عقیده بسیاری از آگاهان به مسائل استراتژیک اگر نبود همین پتانسیل ، کمونیسم خیلی پیش تر از ۱۹۹۰ گوباچف غزل خداحافظی را بایستی میخواند ، در اختیار کمونیسم قرار داد
سئوال اینجاست آیا " آدولف هیتلر " ضد کمونیسم ،هرگز تصور میکرد با آن همه تلفات و جار و جنجال در راه چه خدمتی برای کمونیسم قدم بر میدارد؟ آیا هرگز به مخیله اش خطور میکرد چه خدمت بزرگی به کمونیسم میکند ؟
باری جنگ عالم سوز دومی که با بهانه نابودی کمونیسم و آن شعار آرمان گرایانه " آدولف هیتلر " شروع شده بود منجر به تقدیم بیش از نیمی از خاک اروپای متمدن به کمونیسم عقب افتاده و جمود و مرداب گونه شوروی شد که حتی نیمی از سرزمین مادری " هیتلر " را شامل میشد
ایمان دارم اگر هیتلر مقداری خردمندانه تر فکر میکرد و عاقبت کار خود را حداقل با همان احتمالات کم شکست در نظر میگرفت در تمام تصمیماتش تجدید نظر میکرد و این را هم ایمان دارم در بین سیاسیون آن دوره کسی را نمیتوان یافت که از " هیتلر " متنفر تر از کمونیسم باشد اما تصمیمات عجولانه و احساسی و صرفاٌ آرمان گرایانه همین مرد آنچنان آبی به آسیاب کمونیسم ریخت که اگر تمامی دوستان کمونیسم گرد هم میآمدند نمیتوانستند چنین خدمتی به شوروی آن زمان بکنند و بدتر اینکه در اقدامی مشابه و از روی تعصب و احساساتی شدن با کشتار بی مورد یهودیان آن زمان همین خدمت را به صهیونیسم هم کردند که کشتاربی مورد یهودیان پایه ای شد برای تشکیل و تاسیس کشوری به نام اسرائیل که مو جب نا آرامی و بی ثباتی کل خاورمیانه شده است و مانند غده ای در قلب معنوی خاورمیانه سالهاست منشاء هزاران مصیبت بزرگ شده است
نتیجه اخلاقی : همیشه و در همه کاری عاقبت اندیشی و تصمیمات خردمندانه خیلی بالاتر از شعار های احساس زده است که اگر چنین نباشد نتیجه هرگز آن چیزی نخواهد بود که انتظار میرود حتی اگر ما از ته دل بخواهیم ، بایستی این خواستن را بر رویه عقل و عاقبت اندیشی تطبیق دهیم
پی نوشت : از تاریخ همیشه باید عبرت گرفت
پی نوشت ۲ : برخلاف اینکه عده ای فکر میکنند " هیتلر " بودن هنر است باید گفت ایشان جدای اینکه چه بر سر دنیا آورد برای آلمان و ژرمن های مورد علاقه اش چیزی غیر از نکبت اسارت تا همین چند سال پیش و بدهی های بی حد و حصر، رفتن زیر یوغ کمونیسم و امپریالیسم و تجزیه به دو کشور و سالهای سال در حاشیه بودن و خسارت های بیشمار جانی و مالی دیگر برای کشور برتر و نژاد برتر مورد نظرش چیزی در بر نداشت
درضمن در خبرها خواندم سال آینده تنها کشوری از خاورمیانه که با رشد اقتصادی روبرو است کشور کوچک قطر است میدانید به چه دلیل ؟ امیدوارم درست حدس زده باشید دلیلش برداشت هر چه بیشتر از میادین نفت و گاز مشترکش با ایران است و به قولی خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طائی شدن آسان بود ، حالا ما ایرانی ها اینقدر دست دست میکنیم و اینقدر درگیر دعواهای الکی چپ وراست هستیم که فکر نمیکنم از میدان نفتی مشترک با قطر دیگه ته دیگش هم به ما برسه ، به هر حال اینم از نوشته وسط هفته ما، ببخشید که خیلی خوشحال کننده نبود اما ای کاش برای مسئولین امر که دائم در همایش هایی در همین موارد قهوه و تنقلات میل میکنند تلنگری هر چند کوچک باشد
و اما بعد
اینجا را بخوانید ، به عقیده من آقای مشائی برکنار نخواهد شد و این تنها شایعه ای بیش نیست ، اما اگر برکنار شد آن وقت باید به رای مردم و علما و مراجع آفرین گفت که بالاخره تاثیر خود را گذاشت گرچه خیلی دیر اما بالاخره گذاشت ، حالا چرا در این زمان و چرا با این همه تذکرات حتی نزدیکترین یاران رئیس جمهور ( آقای شریعتمداری) و مراجع محترم این همه این مسئله تاخیر داشت و نزدیک انتخابات باید انجام میشد بحثی است جدا اما من فکر میکنم این شلیک یک گلوله به دو هدف است که از یک سو جنبه انتخاباتی دارد و از سوی دیگر به علت فداکاری آقای مشائی بعد از انتخابات به سطح بالاتر ارتقاء خواهد یافت ، (این جمله آخر من را فراموش نفرمائید چون بعداٌ دوباره بدان استناد خواهم کرد )
زیر نویس فارسی :البته همه اینها که گفتم به شرط این است که آقای احمدی نژاد با مجموعه ای از این کارها دوباره بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند که در غیر اینصورت به هر حال آقای مشائی بایستی با همه صندلی های ریاست خداحافظی میکرد (اینجاست که زمان بندی این برکناری احتمالی را بهتر میشود درک کرد)
مثال ۱- یک دختر خانم شیک و خوش پوش که حجابش هم یک جورائی مقبول بعضی ها نیست (بعضی ها برای اینکه، برای من کلاٌ مقبول بودن یا نبودنش معنا نمیده چون هر کس بایستی از روی عقیده و اعتقاد قلبی اعمال مذهبیش رو انجام بده و اصولاٌ به اینکه من چی دوست دارم و دیگری چی دوست داره اصلاٌ ارتباطی نداره ) اگر نزدیک انتخابات بیرون بیاد و یا روز انتخابات فوراٌ سوژه داغ و دست اول صداو سیما میشه که باهاش مصاحبه کنن و از طریق این مصاحبه به همه یاوه گویان جهان و حومه خیلی چیزها را که نمیدونند بفهمونند اما ... اما اگر همین دختر خانم بیچاره بینوا چند روز قبل و یا چند روز بعد با این سرو وضع به خیابون بیاد در خوشبینانه ترین حا لت یک شب مهمون بازداشت گاه پلیسه
مثال ۲- مسعود ده نمکی توی فیلم اخراجی ها تلویحا به امثال کسانی که مثل مجید سوزوکی فکر میکردند ( جبهه که مال ما نیست) فرمودند " مگه مملکت واسه شما نیست " ، البته این موقع دفاع و خون دادن بود اما بعد از جنگ همین آقای ده نمکی با دوستان عزیزشون با حمله به همین مردمی که چندین سال در دفاع از مملکت شرکت داشتند و خون هزاران عزیز رو برای حفظ این آب و خاک و انقلاب داده بودند به بهانه رفتن به سینمای " آدم برفی " و یا امثالهم ثابت کردند خیلی هم به حرفی که زدند اعتقاد ندارند و معتقدند مملکت کلش واسه ماست وهیچ چیزش واسه شما نیست
مثال ۳- یک دانشچوی نمونه و فعال که دائم سر کلاس آزمایشگاه از کمبود امکانات ایراد میگیره و غر میزنه وروی اعصاب اساتید محترم دانشگاه و مسئولین محترمش که حاضر نیستند یک ریال صرف تحقیقات بکنن راه میره ، بعد از یک فرار و رفتن به یک کشور خارجی تبدیل به یک نابغه میشه و کلی قدرش رو میدونند و همین دانشجوی غر غروی خودمون بعد از چند سال توی کشور بیگانه با تحقیقاتش یک سلاح بسیار قوی اختراع میکنه که همه مون رو با همین سلاحی که اونها دارند مجبور میکنه قراردادی رو امضاء کنیم که بار مالیش هزاران هزار بار بیشتر از اون آزمایشگاهیه که میشد با تجهیزش جلوی رفتن این دانشجوی عزیز رو گرفت ، قرارداد رو هم برای این مجبوریم امضاء کنیم چون اونها اسلحه پیشرفته دارند ما نداریم همین
مثال ۴- یک جاسوس توی مملکت بیگانه یک خائن بزرگ و بالفطره است اما توی مملکت خودش یک قهرمان ملی و شایسته تقدیر
مثال ۵- یک رکسانای صابری اگر ۲۰۰۰سال دیگه توی آمریکا خبرنگاری میکرد اسمش تا بقالی سرکوچه شون هم نمیرسید اما با یکبار ایران اومدن و یک بار بازداشت ناقابل ، هم کلی از رجل سیاسی و فرهنگی براش نامه فدایت شوم نوشتند و هم کسی دیگه توی کره زمین نیست که یکبار تلویزیون نگاه کرده باشه و اسم "رکسانا صابری " رو نشنیده باشه تازه وقتی هم که برگرده آمریکا بچه کوچولو های آمریکائی به ماماناشون میگن مامان مامان " لکسانا ، لکسانا
مثال ۶- یک خودروی ملی داخلی رو اگه بخواهید داخل ایران تهیه کنید باید بعد از ۶ یا ۷ ماه یا بیشتر توی نوبت رفتن و پول پیش دادن تازه خودروئی رو تحویل میگیرید که وقتی بوق میزنید برف پاک کنش روشن میشه وقتی چراغش رو روشن میکنی بوق میزنه وقتی هم که استارت میزنی موتورش صدای رعد و برق میده و .... تاره این همه عیب و ایراد رو که برطرف کنی یکدفعه میبینید کارت ماشین شما با سندش اصلاٌ نمیخونه و دوباره روز از نو روزی از نو اما .. اما همین اتومبیل رو میفرستند افغانستان اونها بعد از در آوردن موتور خودرو و پرتاب اون به بیرون با اطاقش یک کابین مخابراتی سیار لب مرز احداث میکنند در بقیه کشور ها هم ممکنه بعضی از خودرو های ما رو محض خنده و تفریح توی موزه ها ببینی اما همین خودرو رو ما با سرو دست شکستن همدیگه میخریم
مثال ۷-یک سفینه فضائی تا وقتی که در دسترس رادارهای زمینی است تمام دنیا روش زوم هستند اما وقتی با چند متر اختلاف از رادار خارج بشه دیگه با یک آهن پاره فرقی نداره
باری هدف این بود که بگویم همه چیز در این دنیا نسبی است و "هرچی هر جا یک قیمتی داره "من و شما هم باید بدونیم اگه یک روزی احساس کردیم به قله رسیدیم ممکنه در چشم برهم زدنی تعریف قله عوض بشه و ما خودمون رو ته دره بدبختی ها احساس کنیم
پی نوشت : تازگی شما هم این احساس رو داشتید که تلویزیون داخلی رو که میبینی فکر میکنی کانال های ایتالیا یا اسپانیاست آخه پر شده از پسر های خوش تیپ و دختر های با حجاب کامل!!! که میخوان لطف کنن برن رای بدن آخه این قشر جامعه رو که کم هم نیستند و تقریباٌ در اکثریت مطلق قرار میگیرند فقط در همین مواقع میشه توی رسانه ملی!!! دید
پی نوشت ۲ (مهم)- خواستم در مورد اینکه چرا مینویسم در جهت روشن شدن افکار خصوصی که به وبلاگ من سر میزنند نکاتی را گوشزد کنم اول اینکه هدف من از نوشته هام گه گاه چند جمله خاص است و بقیه به دلیل تکمیل آن اهداف نوشته میشود دوم اینکه هدف من مطرح کردن یک موضوع در جهت بحث و تبادل نظر با دوستان است که جز یکی دو مورد که دوستان بحث چا لشی با من دارند در این مورد موفق نیستم چون اکثر دوستان وارد بحث نمیشوند سوم هم اینکه من رشته تحصیلیم فنیه (مهندسی عمران) و قبول کنید همین قدر نوشتن هم برای من هنر محسوب میشه البته منظورم تعریف از خود نیست مقصودم بیان سختی کاریه که شروع کردم و دوست دارم با قدرت اون رو ادامه بدم پس لطف کنید با نظرات درست و انتقادات خودتون کمکم کنید . سپاسگذارم
از بقیه کسانی هم به بنده حقیر لطف داشتند هم صمیمانه طلب بخشش دارم شاید بپرسید چرا دارم وصیت میکنم خوب آدمیزاد است دیگر حالا زلزله نشد یک عامل دیگری مثل آنفولانزای خوکی که نزولش بر ما مسلما نان دیگر خیلی زور است و یا یک اتوبوس ترمز بریده که میهمان ناخوانده خانه مردم شده و شاید هم توی اتوبوس استقبا ل ازیک مقام محبوب و مردمی و یا یک هواپیمای چرخ در رفته که خلبانش در توهم بازی پلی استیشن بوده و یا ..... خلاصه بهانه برای رفتن زیاد است و بر ماست که در تک تک ثانیه های زندگی مان آماده رفتن باشیم حالا خواه این رحلت طبیعی باشد خواه با وسائل کمک عزرائیلی
به هر حال این وصیت نامه اصلی مجازی من را به خوبی خودتان قبول کنید ، وا لسلام علی من التبع الهدی
اما چیزی که به نوشتن در این مورد ترغیبم کرد جمله ای بود که ناصر خان ملک مطیعی در فیلمش گفت میدانید چه چیزی گفت ؟ " برای سلامتی آقا امام زمان صلوات "
مو بر اندامم راست شد ، میدانید چرا چون این طلب صلوات نه برای مجوز ارشاد بود ، نه برای جلوگیری از تیغ سانسور بود ، نه برای خود شیرینی بود و نه برای هیچ کدام از این مطا لبی که این روزها همه ارزشهای ما را به خود آلوده کرده است بود، این طلب صلوات در اوج فساد حاکم بر سینمای پهلوی بود ، در همان سینمائی که کار را بدانجا رسانده بود که خانمی با کارگردانی شوهر عزیزش با مردی دیگر صحنه سکسی بازی کرد
(یک مطلب را هم به روشنفکران عزیز گوشزد میکنم و آن هم اینکه جامعه ایرانی مقیم آمریکا هم بعد از ۳۰ سال دوری از وطن وآموزشهای مداوم و موثر!! دینی وطنی کار "شهره آغداشلو " را در یک صحنه نه چندان بد در فیلم خانه ای از شن و مه تقبیح کرد و این چیزی نیست که ایرانی ها بتوانند از کنار آن به سادگی عبور کنند)
این طلب صلوات چنان که از دل برخاست بر دل نیز نشست و باور کنید آنچنان من را تحت تاثیرخود قرار داد که خدا میداند حتی خیلی بیشتر از گفته های مدعیان ارزشها که این روزها اغلب به غبار ریا آلوده است
نمیدانم آیا حق امثال ملک مطیعی که در اوج فساد سینمای پهلوی از مردانگی و انسانیت گفتند این است که ما حتی به خودمان زحمت نمیدهیم یادی از آنها بکنیم و یا از موقعیت هایمان میترسیم و دم نمیزنیم
آیا جرم امثال ملک مطیعی بیشتر از کسانی است که در آن دوران کارگردان فیلم های بسیار زشتی مانند موسرخه بودند و هنوز هم مشغول کارند غرض بی مهری با آن دسته نیست قصد دلجوئی از این است که در آن سینمای فاسد ، انسانیت را، مردانگی را رواج میدادند
اصلاٌ من یک سئوال دارم چند نفر از هنرپیشه های فعلی اگر در دوره قبل وارد سینما میشدند بهتر و شایسته تراز هنرپیشه های آن زمان عمل میکردند که امروز خود را مبرای از همه چیز میدانند
این را هم ما باید بدانیم امثال ملک مطیعی معلول سینمای فاسد پهلوی بودند نه علت آن
شاید هم قرار است طبق سنت دیرینه مرده پرستی ما و به رسم فوت "فردین "،" ارحام صدر" و دیگران باز هم بعد از خدای ناکرده مرگ ملک مطیعی باید سینه چاک دهیم و سوگواری دهها هزار نفری برایش راه بیندازیم اما ای کاش قدر این یکی را بدانیم که در اوج فساد حاکم بر سینمای پهلوی گفت :
برای سلامتی آقا امام زمان صلوات
و چقدر هم زیبا بود و چقدر هم بر دل نشست
پی نوشت : راستی ای کاش دین هرگز دولتی نمیشد تا دامنش به ریاکاری عده ای همیشه مترصد آلوده نشود ، ای کاش دین هرگز دولتی نمیشد تا بشود دیندار واقعی را از دیندار مصلحتی تشخیص داد ، ای کاش دین هرگز دولتی نمیشد تا ملاک ریاست ، " مدّ والضا لین " اشخاص نباشد
نمیشه که از صبح تا شب به همه پرید ، قلعه نویی اهل تبانیه ، فیروز دلقکه ، قطبی آمریکائیه ، تازه اینها گلهای سرسبدن شما حساب کنید بقیه رو آقا مایلی کهن عزیز این رو بدون که اولاٌ تنهائی نمیشه دنیا رو اصلاح کرد دوماٌ وقتی از نظر شما همه مشکل دارند این به این برمیگرده که شما زیادی مشکل پسندی و فکر میکنی همه باید مثل خودت فرشته باشند یعنی نه به خبرنگارا توهین کنن (جام ملت های آسیای ۹۰ رو یادتون هست که با مشت کوبیدین توی دهن اون خبرنگار مفلوک) نه به مردم توهین کنن (دیشب فرمودید ورزش ما مثل باغ وحش میمونه) و نه به دیگران تهمت بزنن و نه با وسایل کمکی بشن مربی تیم ملی و نه ........
به هر حال فرشته عین خود شما کم گیر میآد
----------------------------------
ما ایرانی ها ملتی با شعور و با فرهنگ هستیم ، ما ایرانی ها ریشه دارترین مردمان جهانیم ، ما ایرانی ها در هوش و ذکاوت در دنیا بی نظیریم ، ما ایرانی ها در علم و دانش در همه محافل علمی سرآمدیم ، ما ایرانی ها از همه بافرهنگ تر از همه ریشه دار تر از همه با شعورتر از همه مومن تر از همه مسلمان تر از همه با ایمان تر و خلاصه از همه ، همه چی تر هستیم ما ایرانی ها .....
قسمت دوم
---------------------------------
ما تنها ملتی هستیم که هنگام برخورد با یکدیگر دهها هزار مگا هرتز موج منفی از خودمان ساطع میکنیم ودر جواب یک احوال پرسی ساده انگار که به دکتر فوق تخصص همه چی رسیدیم از درد کمر و پا و سر و ... شروع میکینم تا مسائل و مشکلات خانوادگی مشاوره ای
ما تنها ملتی هستیم که سر چهار راه به جای حرکت با چراغ سبز روبرو با چراغ نارنجی سمت مخالف حرکت میکنیم
ما تنها ملتی هستیم که شیشه ماشین را پائین کشیده و چندین کیلو آشغل مان را مستقیم به وسط خیابان پرت میکنیم
ما تنها ملتی هستیم که به زنده ها یک صدم مرده ها هم اهمیت نمیدهیم و تنها راه جلب توجه مان مردن است
ما تنها ملتی هستیم که بعد از فوت مادری مهربان که سالهاست ندیدیمش سینه چاک میدهیم و عربده میزنیم
ما تنها ملتی هستیم که بعد از تصادف به جای تماس با پلیس برای یک درگیری ناب به سمت هم حرکت میکنیم
ما تنها ملتی هستیم که بزرگترین ساندویچ جهان را ساختیم و قبل از ثبت جهانی آن، با حمله منهدمش کردیم
ما تنها ملتی هستیم که تنها ۱۰٪ مان از روی پل عابر پیاده عبور میکنیم و مابقی از لابلای ماشین ها و از روی نرده ها با پرش و جهش عبور و مرور میکنیم حتی خانم هایمان
ما تنها ملتی هستیم که صبح درود میفرستیم و بعد از ظهر مرگ
ما تنها ملتی هستیم که وقتی کسی برایمان آبی آبادانی بیاورد بلافاصله اورا محکوم به دزدی و چپاول میکنیم
ما تنها ملتی هستیم که پای صندوق های رای تازه میخواهیم تصمیم بگیریم به چه کسی رای بدهیم
ما تنها ملتی هستیم که گریه و زاری و اشک را به مراتب بیشتر از شادی و خوشحالی دوست داریم
ما تنها ملتی هستیم که در دوست داشتن اینقدر افراط میکنیم و آنقدر طرف مقابل را بالا میبریم که دیگر خود ما را هم به اندازه یک موریانه ناقابل نمیبیند
ما تنها ملتی هستیم که حافظه بسیار ضعیفی داریم و خیلی زود خائنین را از یاد میبریم
ما تنها ملتی هستیم که همه ۷۰ میلیون نفرمان از بی فرهنگی بقیه مینالیم
ما تنها ملتی هستیم ............................................ ادامه بدهم یا بس است
قسمت سوم
-----------------------------------
من یک آرزو دارم و آن هم این است که بالاخره بفهمم این ایرانی ها ی بافرهنگ چه کسانی هستند و کجا زندگی میکنند و کجا میشود این عزیزان بافرهنگ وریشه دار را پیدا کرد
------------------------------------
قسمت آخر
قصد من خدای ناکرده تحقیر ایران و ایرانی نیست تنها خواستم تلنگری زده باشم به حبابی که دور واقعیت زده ایم ، ما ایرانی ها باید بدانیم راه را سالهاست اشتباه میرویم و وقت آن رسیده کسی به واقع صدای زنگ خطر را به صدا در بیاورد تا لا اقل از کاروان انسانیت جهانی جا نمانیم
------------------------------
یکی از دوستان خوبم از من پرسیده اند یعنی ما تنها ملتی هستیم که چنین و چنان عطف به جملات قسمت اول یقیناٌ ما تنها ملتی هستیم که با این همه ادعا چنین و چنان میکنیم و منظور من از نوشتن جملات قسمت اول هم یادآوری همین نکته بوده است
و به جاش بی غیرتی برداشت کردیم فکری به حال واحد های صنعتی و تولیدی واقعی میکردیم
تا از این راه هم عده ای ازجوون های بیکار را با آتیه کنیم و هم چرخ های زنگ زده تولید رو در
این مملکت به حرکت در بیاریم
اما این را هم بگم اصل قضیه اینه که در پس واحد های تولیدی و صنعتی قانونی و درست
پورسانت های کلان وجود نداره ؛ دلالی وجود نداره ؛ پول های زیر جلی وچود نداره ؛ قراردادهای
صوری وجود نداره و.............................. خیلی تنبان هایی که برای فاطی از این فوتبال درست
شده وجود نداره و................
--------------------------------------------------
پی نوشت: راستی بالاخره حق به حق دار رسید و افشین قطبی به سرمربی گری تیم ملی رسید
یادتون هست گفتم تا زمانی که از افشین قطبی دلجوئی نشه کارها درست نمیشه حالا به عقیده من
فدراسیون یک کار درست بالاخره انجام داد
خبر را هم اینجا بخونید
