تبليغاتX
ِام نخعی فر

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

مدتی پیش ، بندر عباس میهمان عموی یکی از دوستان بودیم که سنی مذهب هستند ، یادم میاد پسر عموی دوستم که ما میهمانشون بودیم  به محض اینکه صدای اذان بلند میشد به اولین مسجد سنی ها مراجعه میکرد و روز جمعه که همه ما در حا ل برنامه ریزی برای بیرون شهر رفتن بودیم به ما گفت که میتونه بعد از نماز جمعه ما رو همراهی کنه و قبل از اون نه ، باور کنید در تمامی مسائل اعم از کار خودش ،  خرید کردن ما و یا برخورد ساده اش با مردم رعایت اصول دین و اسلام رو میشد دید ، در ارائه خدمات صادق ترین بود ودر خرید و یا برخورد با مردم بسیار خوش برخورد و مودب بود ، خلاصه میکنم به راحتی میتونست هر کسی رو جذب اخلاقش کنه و این رو تنها مدیون رعایت اصول دین اسلام میدونست و خودش هم میدونست و معترف بود به این مسئله که هر چه داره از حضور همیشگی و واقعی (تکرار میکنم واقعی )دین اسلام در زندگیشه ، از اون طرف هم بماند که بچه شیع...........

حالا چرا این خاطره رو تعریف کردم ، بشنوید از دلیلش : دیشب توی یک جلسه نسبتا خانوادگی از یکی از فامیل های متعصب و بسیار کم سواد که البته فوق العاده هم خودش رو یک آدم مذهبی و دوآتشه میدونه شنیدم که میفرمود (خلاصه میکنم و به دلیل یک سری ملاحظات بسیار ضروری خیلی از صحبت هاش رو سانسور میکنم )همه غیر شیعیان به جهنم خواهند رفت

با شنیدن این جملات پر مغز !!!!! ناخود آگاه یاد اون پسر عموی سنی دوستم  افتادم که رفتار و انسانیتش به معنای واقعی میتونست و باید الگوی خیلی از ماها باشه ، یاد اون پسر عموئی افتادم که در تمام مدت اقامتم هرگز ازش بدرفتاری ، دروغ ، غیبت ، پرخاشگری و .... (چیزهائی که ورد زبون خیلی از ماهاست ) ندیدم ، حالا چطور عقل سلیم میتونه رضایت بده این پسر عموی به معنای واقعی مسلمون به جهنم خواهد رفت و در عوض اون فامیل ما که  از ۱۰۰ تا حرفش ۹۹ تاش غیبت و بهتون و دروغه چون شیعه است و یا بهتر بگم بر اثر شانس شیعه به دنیا اومده به بهشت خواهد رفت

زهی خیال باطل

هرگز چنین نخواهد بود هرگز

ای کاش کمی از رفتار اون پسر عموی سنی رو این فامیل شیعه ( کلی عرض میکنم ) یاد میگرفت تا شاید با تقلید از اون میتونست راه بهشت رو حداقل پیدا کنه  و دست از این همه محملات برداره

ای کاش همه برادران دینی و هم مذهبی یاد بگیرند و بدونن : ان اکرمکم عند الله اتقاکم

نه بیش از این و نه کمتر از این

دست بردارید از این همه تعصب و زیاده گوئی ، اینکه من و شما بر اثر جبر جغرافیائی و یا فاکتور شانس در خانواده ای شیعه به دنیا آمده ایم هرگز و به تنهائی به هیچ وجه بار معرفتی و یا به خودی خود بار معنوی ندارد شاید بتوان از لطف خداوند در این مورد تشکر کرد اما این تازه آغاز راه است و به عقیده من ، اگر من  و شمای شیعه ذره ای بد عمل کنیم همین لطف خداوند روزی گریبانمان را خواهد گرفت و این لطف (به فرض) تنها بار مسئولیت ما را زیاد خواهد کرد نه اینکه برای ما خود خواهی با بار بیاورد و قبل از روز حساب به حساب دیگران برسیم ، چرا ، چون ما شیعه ایم و بقیه نه

 

پی نوشت : من رو ببخشید این روزها حضورم دروبلاگهای دیگه کمتر شده ، گرفتاری گرفتاری گرفتاری ، دلیلش تنها همینه اما جبران خواهم کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/30ساعت 8:29 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

روزی روزگاری که از سراسر دنیای متمدن به سمت آمریکا (سرزمین نو خواسته ) هجوم آورده بودند ، اگر سرخپوست ها مغز متفکری داشتند و خیر و صلاح خود را میدانستند به جای شروع جنگی که تنها به نابودی کامل خودشان انجامید این مطلب را درک میکردند که با دست خا لی نمیشود به جنگ دنیای متمدن رفت و به مشارکت در ساخت کشور نو بنیاد آمریکا بر میخواستند  امروز حداقل حضور فیزیکی در جریانات این کشور بزرگ داشتند

اگر روزی که آن همه مهاجر به  آمریکا سرازیر شده بودند سرخپوست ها با روی باز از این میهمانان ناخوانده پذیرائی میکردند شاید میشد تصور کرد فرهنگ و آدابشان برای سرگرمی مردمان جدید هم که شده باقی بماند

اما آن همه تعصب و اعتقادات پوچ تنها منجر به نابودی کامل خودشان انجامید

 

 

پی نوشت : باز حالا عده ای بفرمایند نخیر آنها بایستی مردانه میجنگیدند ، خوب سرخپوستها هم همین کار را کردند اما تنها نتیجه ای که گرفتند این بود که در برپائی کشور جدید حضور نداشتند و حالا هم تنها اسمی از آنها باقی مانده است

 

پی نوشت (۲): این مثال را همینطوری زدم زیاد به دل نگیرند گردن های آماده به باد کردن

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/25ساعت 5:9 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

این مطلب رو بخونید

من که دیگه دارم قاطی میکنم دارم دیوونه میشم دارم منگ میشم

بابا بالاخره ما دوست آمریکائیم دشمن آمریکائیم ازشون متنفریم ، خاطرخواهشونیم ، میمیریم براشون  یا امیدواریم بمیرن

اون از دولتمون که از بس نامه فدایت شوم در قالب نصیحت و پند و اندرز براشون نوشت دیگه نه خودکاراشون جوهر داره نه دیگه کاغذ دارن ، اونم از اینکه دائم میگن ما باج به خارجی نمیدیم و مرگ بر آمریکا حالا هم که میبینید مشاور عالی قدر و بسیار مورد اعتماد آقای رئیس جمهور اینگونه خون هزاران شهید راه اسلام و انقلاب رو که به عشق امام (ره) و اسلام به جبهه ها رفتن رو به بازی میگیره

حالا جدای از این مسئله تصور کنید این نظر رو دکتر مهاجرانی د رزمان مسئولیتش در دولت آقای خاتمی داده بود یقینا دارش میزدن بلاشک

خلاصه اینکه بالاخره یکی نیست به ما بگه

آخرش ما باید بگیم مرگ بر آمریکا یا اینکه باید بگیم زنده باد آمریکای سازنده سازمان ملل ( که باعث خیلی سفرهای مهم و تاریخی میشه ) یا زنده باد آمریکای سازنده فیلم های وسترن که باعث شد جوون های ما روحیه دشمن ستیزی داشته باشن و یا ...

لعنت بر اون ملتی که هزاران الگوی ظلم ستیز خودشون رو رها کنن و به الگوهای وارداتی پناه ببرن حالا از هر نوعش که باشه فرق نمیکنه

 

 

پی نوشت : من رو ببخشید که باز هم اعتراض دارم ، انشاء الله به زودی میمیرم حالم کاملا خوب میشه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/20ساعت 6:27 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

دلم از دست بعضی ها خیلی خونه ، همونها که هر جنایتی که دستشون برسه انجام میدن و بعد منتش رو سر دین خدا میزارن که بله خدا جون ببین ما حتی با توجه به اینکه میدونیم خیلی از مردم ازمون متنفرن اما برای رضای تو انجامش میدیم

ای کاش این دوستان بسیار بی ارزش میدانستند رضای خداوند جدای از رضای خلق خداوند نیست ، البته این را هم میدانم که این تهی مغزان جواب خواهند داد چون ما خیر و صلاح مردم را بهتر از خودشان میدانیم در نتیجه فعل ما هم در راه رضای خداست و هم خلق خدا

ای کاش بشنوند که

ای فرصت طلبان و ای کوته فکران ما حتی اگر شما را در بهشت ببینیم ترجیح میدهیم در جهنم باشیم ، دست بکشید از سر این خلق بی گناه که با نوشته ها و رفتار و کردارتان همه را از همه مقدسات دور و دورتر کرده اید

ای متحجرین و ای معاندین واقعی اسلام و ایران و حتی جمهوری اسلامی دست بکشید از تعلیم و تعلم کسانی که خیلی بیشتر از شما میفهمند اما مثل شما از سر بی مغزی فریاد " ما  خیلی میفهمیم " سر نمیدهند

ای کاسه های داغ تر از آش هر آنچه که از ثروت های این مملکت میخواهید بردارید و ببرید اما دست از اعتقادات ما مردم بردارید وما را روز به روز از آنچه که هستیم بدتر و بی اعتقادتر نکنید

ای ........

و خلاصه اینکه بیائید و پست و مقام و ... ببرید اما به خاطر خدا این نوشته های سرشار از بی احترامی و گفته های سرشار از تهمت و دروغ را ننویسید

بیائید همه پست ها مال شما اما اعتقاد ما را به ما برگردانید

 

 

پی نوشت : ببخشید من رو که سخت از دست عده ای از این دوستان متحجر دلگیرم که به نام مردم به مردم ظلم میکنند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت 3:12 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

من رو ببخشید از این وقفه طولانی که داشتم ، دلیلش رو هم شاید خیلی ها بدونند اما اگه خودم بخوام توضیح بدم در دو کلمه خلاصه میکنم

تعهد و تاهل

انشاء الله دوباره باز خواهم گشت لابد با نظریات و طرز فکری جدید البته شاید چون تا به حال از دید یک پسر مینوشتم اما حالا دیگه مرد شدم (عجب تحویلی گرفتم خودمو)

من رو هم بابت اینکه وقت نداشتم به دوستان سر بزنم ببخشید میدونید که عذرم موجهه

به زودی مینویسم مفصل و طولانی از همه چیز از سیاست تا زندگی که حالا دیگه رنگ جدیدی به خودش گرفته

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/14ساعت 10:52 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

همه جور کلاه برداری توی این مملکت از صبح تا شب از انواع و اقسام بیزینس های داخلی و خارجی میبینیم ، اما دیدن زرنگ بازی های مکرر فروشگاه معتبری مانند هاکوپیان دیگه نور علی نوره

هنوز عرق کارت های تخفیفی که تنها تا سقف خرید سیصد و پنجاه هزار تومان رو پوشش میده خشک نشده بود که امروز کارتهای جدید هدیه تولد از راه رسیدند

اما درد من این نیست که چرا کم تخفیف میدن و یا چرا پوشش نمیدن ، چیزی که جیگر من رو سوزونده و باعث شده اینجا بنویسم جمله ای است که بر روی کارت های هدیه جدید هاکوپیان نوشته شده ، میدانید اون جمله چیست :

با توجه به تقاضاهای مکرر مشتریان گرامی از این پس کارتهای هدیه با سبک جدید ارائه میگردد

خوب حالا براتون توضیح میدم جریان چیه ، فروشگاه هاکوپیان تا امروز با فرستادن کارت هدیه به ارزش مثلا پنجاه هزار تومان برای شما ، شما رو در وضعیت خرید هر جنسی تا سقف پنجاه هزار تومان بصورت مجانی قرار میداد و معمولا هم مردم با این کارت ها پیراهن یا کراوات میخریدند اما سبک کارت های جدید اینگونه است که شما با خرید تا مبلغ صد هزار تومان پنجاه هزار تومان تخفیف میگیرید

حالا این خنده دار نیست ، و آیا این توهین به شعور مشتری نیست که بفرمایند با توجه با درخواست مکرر مشتریان گرامی

آیا این توهین به شعور ما نیست

امیدوارم توانسته باشم حق مطلب رو ادا کرده باشم

در پناه حضرت حق باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 11:17 PM  توسط ِام نخعی فر  |